این مهم.
روزم رو که با دل درد های خیلی ترسناک اما تکراری ، حداقل تو دوره ی خودش هر ماه ، شروع کردم، با خودم فکر کردم که چقدر الآن فقط اینو میخوام که بدون فلان لباسی که عاشقش شدم، بدون فلان لاکی که تصمیم دارم بخرم و یادم میره، بدون تموم کردن ِفلان کتابی که خیلیش مونده، بدون ارسال خلاصه مقاله به سوی مجازات های هر چه انسانی تر، بدون همه اینها و صد البته بدون "درد" خیره باشم به سقف سفید رنگ اتاق و خوشحال باشم...
خواستم بگم "درد" عمیق تر از این سه حرفه، خیلی عمیق.
امیدوارم هیچ وقت برای هیچ کس، سلامتی نشه آرزو :)
برای این مهم دعا کنید و حسابی از داشته هاتون لذت ببرید :)
سلامتی اون نیمه ی پر و پررنگ و پر اهمیته لیوانه، به خاطرش هزاران مرتبه خدایا دوستت دارم، خدایا شکرت :))
+
کانگوروی آبی
برچسب:
نویسنده: سپیده بختیاری