خرید بک لینک
یک بار که داشتم قدم میزدم این فکر مثل سیل در سرم سرازیر شد: بزرگ ترین تفاوت من و پدرم این بود که من

سادگی را می پسندیدم و او پیچیدگی را. نمی گویم در رسیدن به سادگی موفق بودم، فقط این که ترجیحش

می دادم، همان طور که پدرم ترجیح می داد جوری همه چیز را پیچیده و گل آلود کند که دیگر نتواند چیزی را

درست ببیند.

جز از کل | 339

پیچیده ها رو ساده کنیم. سختا رو آسون. مهما رو بی اهمیت و به همین ترتیب کل زندگی رو بریم جلو.

برچسب: المسائل, نویسنده: سپیده بختیاری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:08

صفحه بندی