مثل حروف ابجد! - تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 14:54
توی آن کاغذی که الآن خیلی دوستش ندارم، نوشته بودم: " دنیای این روزها یا از تو مهمان کنج قفسی می سازد یا پرنده ای آزاد و رها.." معمولا به جای تنفر از آدمها سعی میکنم حس بدم را به اشیا منتقل کنم، گرچه کمی بی انصافی ست اما از همان لحظه به بعد از آن میز و خودکار و کاغذ و شیشه ی وسط کتابخانهxa0 حسابی متن...
مرگ قشنگی که به آن دل بستم :) - تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 14:54
فکر کردم پرتاب از ارتفاع روش خوبی نیست، همین طور زدن رگ دست،xa0 این یکی کثیف کاری زیاد دارد و لازم است از خودت و خون ت و رگ ت چندشت نشود، که اتفاقا میشود! خوردن قرص هم احتمال زنده ماندن و در منجلاب چراهای اطرافیان اسیر شدنش بالاست... باید شیوه ای باشد جدید و منحصر به خودم. بعد از هفته ها فکر کردن، ن...
خودمانی! - تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 14:54
فک کردم نمیشه امشب صبح شه و من در موردش حرفی نزده باشم، xa0نبایدم بگذره این لحظه ها بدون طلب دلخوشی. من مطمئنم وقتی میگه برای شما پیامبری فرستادیم که از اندوه شما اندوهگین میشود، راسته! در مورد هر شکل اندوهی هم راسته :) پیامبرxa0ِعزیزی که اندوهم اندوهه برات، دوستت دارم.xa0 مهری که قرن ها پیش نثار آد...
به نام ِدیگرِ آه. - تاریخ: 1396/8/28 ساعت: 16:19
به نام ِدیگرِ آه. من میدانم ...، من با تکرار ِپر حسرت جاری شدن اشک و عبور پر از نوازش آن از کناره ی گوش، آن لحظه که خیره به سقف تاریک اتاق هستی و آخرین پیغام عاشقانه را با دستی لرزان می نویسی بارها و بارها زندگی کرده ام...برچسبها: ویرایش نشده ها + کانگوروی آبی
تو که آخر گره مو وا می کنی :) - تاریخ: 1396/8/28 ساعت: 16:19
xa0 نمی دونم تا به حال چندبار به این سایت سر زدید... من وقتایی که یه بغضی تو گلوم باشه و ندونم چی میتونه مداواش کنه میرم این سایت... میرم و نامه مینویسم برای محبوبترین و پاک ترین آدمی که حداقل من به تقدسش یقین دارم... با تموم ناپ
چیزی که اطرافیان تو هستن! به وضوح خورشید در روز! و تیرگی شام! - تاریخ: 1396/8/28 ساعت: 16:19
[unable to retrieve full-text content]مگس سفید هر وقت میخواد لجمو دربیاره &#
یک ساعت. - تاریخ: 1396/8/18 ساعت: 9:12
یک ساعت. • ∞ یک ساعت پیش برات نوشتم دلم گرفته، جوری که تو اصلا نفهمی دل گرفتگی چقدر زیر و رو کردن دیروز میخواد و چقدر کاسه کاسه سر کشیدن دلهره ی فردا. یک ساعت پیش تکیه دادم به پشتی مبل و خیره موندم به زندگی، ج
یک ساعت. - تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 21:57
یک ساعت. • ∞ یک ساعت پیش برات نوشتم دلم گرفته، جوری که تو اصلا نفهمی دل گرفتگی چقدر زیر و رو کردن دیروز میخواد و چقدر کاسه کاسه سر کشیدن دلهره ی فردا. یک ساعت پیش تکیه دادم به پشتی مبل و خیره موندم به زندگی، جوری که خودم هم نفهمی
درد بی دردی. - تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 21:57
من در روزی که گذشت، با صدایی سر برگرداندم، و تنها یک جسد بی جان دیدم. من در روزی که گذشت، دیگر نخواستم چیزی ببینم! من تو را دیدم، اما خیلی دیر. به یاد #محمد عزیز.
her - تاریخ: 1396/7/26 ساعت: 6:25
اینجا قلمرو کوچک من است.نه برای حکمرانی!برای آشتی با قلم.__________________________________________________من نویسنده نیستم اما می نویسم!.نظردهی بسته است!___________+قضاوت نکنیم ، هیچ کس را______________________این ایمیل برای هر مدل کار و باریه!هرجور درد دل و حرف حساب و بی حساب.نصف شبی هم کار داشتی ...
تَکرار. - تاریخ: 1396/7/26 ساعت: 6:25
دقیقا همین امروز؟ دقیقا همین ساعت؟ توی صف تاکسی های دانشگاه بودم که مردی خیلی محکم به تنمxa0 خورد ... خواستم دهان باز کنم به فحاشی یا کمxa0ِکم اخمی کنم که متوجه شدم نابیناست...از دست دختر کوچکی که توی دستشxa0 بود و او را هدایت میکرد... دقیقا همین امروز. دقیقا همین ساعت. رادیوی تاکسی روشن و خانم مجری...
نوکشه؟! - تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 0:25
دبیرستانی که بودیم حواسمون یا پی درس بود یا پی خنده، عشق و عاشقی سرمون نمی شد،xa0 ساعتای تفریح واقعا ساعت تفریح بود، گاهی از شدت خنده دل درد میگرفتیم، اون وقتا فاطمه عادتش شده بود این جمله: "جیشم نوکشه، منو نخندونید"! عاشقشم. چقدر خوب بودیم، بی ادبم خودتونید. ^_^
مگسه دیگه، یادش میره! - تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 0:25
اینجا قلمرو کوچک من است.نه برای حکمرانی!برای آشتی با قلم.__________________________________________________من نویسنده نیستم اما می نویسم!.نظردهی بسته است!___________+قضاوت نکنیم ، هیچ کس را______________________این ایمیل برای هر مدل کار و باریه!هرجور درد دل و حرف حساب و بی حساب.نصف شبی هم کار داشتی ...
آی دا شوم. - تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 0:25
اینجا قلمرو کوچک من است.نه برای حکمرانی!برای آشتی با قلم.__________________________________________________من نویسنده نیستم اما می نویسم!.نظردهی بسته است!___________+قضاوت نکنیم ، هیچ کس را______________________این ایمیل برای هر مدل کار و باریه!هرجور درد دل و حرف حساب و بی حساب.نصف شبی هم کار داشتی ...
به چشم قلبت. - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 23:31
فاتح کیه؟ اونی که دیگه به جیغ و دادای قلبش گوش نمیده و میره یه سمت دیگه، سمتی که باید! اونم همین کار رو کرده بود. موفق بود. تو همه چیز. هر چیزی که بشه تو موقعیت اون براش تصور کرد. حتی یه قدم از بقیه جلوتر! چرا جلوتر؟ چون لازم بود که قدمای بلندتری برداره برای فاصله گرفتن از صدای التماس های مداوم قلبش...
جزوه جلسه بیست و یکم جزای عمومی یک. - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 23:31
بی وفا امروز با فردا چه فرقی می کند؟ عنصر نتیجه مربوط به جرائمی هستند که نتیجه مشخصی دارند. به نتیجه جرم ها مطلق می گویند. چک| ماده 610 ق.م.ا من هنوز همون درد دیروزم آدم همیشه/ هیشکی مثل من عاشقت نبود عاشقت نمی شه. جرم عقیم: همان شروع جرمی که تا انتها پیش نمی رود به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد که تو ر...
عشق خاموش غزل های منی. - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 23:31
اینجا قلمرو کوچک من است.نه برای حکمرانی!برای آشتی با قلم.__________________________________________________من نویسنده نیستم اما می نویسم!.نظردهی بسته است!___________+قضاوت نکنیم ، هیچ کس را______________________این ایمیل برای هر مدل کار و باریه!هرجور درد دل و حرف حساب و بی حساب.نصف شبی هم کار داشتی ...
از حال امروزم، هیچی نمیفهمم. - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 23:31
. این بخشی از یه چت خیلی طولانیه من و دوستمه. بخشی از تحلیلای ساده و پیچیده ای که از اتفاقات زندگی خود من داشتیم. جدای از حرفای زده شده و شنیده شده ، شما چقدر به احساستون بها میدیدن؟ شما تا کجا دوندگی میکنین؟ شما نفس آخرتون کجاست؟xa0 آدم دلش برای آدما تنگ میشه یا حال خوبش با آدما؟ اگه جوابی دارید کا...
منم مثل بقیه؟! - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 23:31
اینجا قلمرو کوچک من است.نه برای حکمرانی!برای آشتی با قلم.__________________________________________________من نویسنده نیستم اما می نویسم!.نظردهی بسته است!___________+قضاوت نکنیم ، هیچ کس را______________________این ایمیل برای هر مدل کار و باریه!هرجور درد دل و حرف حساب و بی حساب.نصف شبی هم کار داشتی ...
وصف تو فراتر ز شعور کلمات است. - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 23:31
برای باور بودنجایی باید باشه بایدبرای لمس تن عشقکسی باید باشه باید که سر خستگیاتوبه روی سینه بگیرهبرای دلواپسی هاتواسه سادگیت بمیره ابی برای بی حوصلگی ها، ابی برای دل مردگی ها، ابی برای تن خستگی ها، ابی برای بی یاوری ها، ابی برای وقت هایی که خدا با ما نشسته چای می نوشد ، ابی برای هر روز و هر لحظه و ...