خرید بک لینک
-بچا بریم چایی بخوریم؟

+بریم ولی برگردیم بالا.

-کدوم بالا؟

_طبقه ی کتابخونه جانش رو میگه.

[خنده های سه تاییمون]

- اگه فلانی رو ببینم مهمون من!

+عوووو دست و دلباز شدی دیوونه:))

_ایشالا که میبینیم همگی! مهمون خودت!

[خنده های سه تاییمون]

+منو که میدونید نمیتونم چایی نگه دارم! خاطره دستتو میبوسه:))

-عی بمیری تو رو بگیر کیفمو چاییتو بده.

_بچا بریم بالا واقن؟ هوا خوبه!

+شیوا :/ کوفت خوبه...مرض خوبه...

-چش چش میریم خفه شو شیوا ^_^

[خنده های سه تاییمون]

+بریم ازین کلاسا که میزگرد داره.

_برو توو ایناها همین اولیه.

-اه برید توو من باز خنده ی نقطه خ پایین رو دیدم.

+چه چشای بدسلیقه ای

[خنده های سه تاییمون]

_زهرا خیلی بدنشستیاا...بیا اینور عین آدم بشین اونجا چه میکنی:/

-احمقه دیگه!

+یه قند بندازید تو چایی من سرد شد!

-اول تو اون آهنگ مزخرفتو قط کن!

_آره باو یه شاد بذار.

+"همین که رفتی و مردم/ تلاش کن که برگردی

و در کمال خونسردی / مرا به خاک بسپاری"

-چاییت سرد میشه ها، زهرا!

+بچا خدافظ.

[...]

گفتم بهش چاییت سرد میشه. لب همین پنجره نشسته بود.

خوب بود. حالش خوب بود. ولی خسته بود. رفت. چاییش سرد شد.

ببینید چاییشو. یخ زده. مث دستای من.


برچسبها:
ویرایش نشده ها

برچسب: نویسنده: سپیده بختیاری تاريخ: دوشنبه 18 دی 1396 ساعت: 23:46

صفحه بندی