داشتم به دنیای پر رنجی که ساختیم فکر می کردم، این که همین الان به عنوان لحظات پایانی شب ، قبل از خوابیدنم تصویر یه فرد اعدام شده رو دیدم، تصویر کارگران مجروح و آسیب دیده ، تصویر یه صحنه ی تصادف وحشتناک ،تصویر یه بچه ی گم شده که ازش بعد چند ماه هنوز خبری نیست و خیلی تصاویر این چنینی دیگه. من بیش از این تحمل درد و رنجی که کاری ازم ساخته نیست برای اتمام یا کم شدنش رو ندارم. روح من نحیف تر از اونه که این بار رو به دوش بکشه. بنابراین ترجیح میدم که چشمامو محکم ببندم و اجازه بدم یه روح سالم توی دنیا بمونه و با عدم انتشار این مطالب چند روح سالم.
و نهایتا مثل بچگیام بی خبر از همه جا برای حال خوب دنیا دعا کنم.
برچسب:
نویسنده: سپیده بختیاری